حجتالاسلام حسن رحمتی کارشناس دینی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به لزوم تحلیل واقع گرایانه نسبت به جامعه صدر اسلام اظهار داشت: غالب جوامع انسانی، متشکّل از مؤمنان واقعی، بیماردلان و منافقان هستند؛ از این رو نباید نسبت به تحلیل مسلمانان عصر رسول الله (ص)، نگاهی آرمان گرایانه داشته باشیم و همه آنها را در همه مراحل، تابع محض پیامبر خدا (ص) بدانیم.
کارشناس دینی گفت: در آیات هفتاد و یکم تا هفتاد و پنجم سوره مبارکه نساء می خوانیم: «یَأَیهَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ خُذُواْ حِذْرَکُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِیعًا *وَ إِنَّ مِنکمُْ لَمَن لَّیُبَطِّئنََّ فَإِنْ أَصَابَتْکمُ مُّصِیبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلیََّ إِذْ لَمْ أَکُن مَّعَهُمْ شهِیدًا * وَ لَئنِْ أَصَابَکُمْ فَضْلٌ مِّنَ اللَّهِ لَیَقُولَنَّ کَأَن لَّمْ تَکُن بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُ مَوَدَّةٌ یَالَیْتَنیِ کُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِیمًا * فَلْیُقَاتِلْ فیِ سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یَشرُونَ الْحَیَوةَ الدُّنْیَا بِالاْخِرَةِ وَ مَن یُقَتِلْ فیِ سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا * وَ مَا لَکمُْ لَا تُقَاتِلُونَ فیِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَاذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَ اجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا وَ اجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ نَصِیرًا؛ ای اهل ایمان! [در برابر دشمنْ مهیا و آماده باشید و] سلاحها و ساز و برگ جنگی خود را برگیرید، پس گروه گروه یا دسته جمعی [به سوی جنگ با دشمن] کوچ کنید. یقیناً از شما کسی است که [از رفتن به سوی جنگ] درنگ و کُندی می کند، پس اگر به شما [رزمندگانی که به جنگ رفتهاید] آسیبی رسد، گوید: خدا بر من محبت و لطف داشت که با آنان [در میدان جنگ] حاضر نبودم و اگر بخشش و فضلی از سوی خدا به شما رسد چنانکه گویی میان شما و او هرگز دوستی و مودّتی نبوده [و از جنگ شما با دشمن آگاهی نداشته، و برای اینکه از پیروزی و غنیمت سهمی نبرده، آه سردی می کشد و] می گوید: ای کاش من هم با آنان بودم، پس به کامیابی بزرگی دست می یافتم، باید کسانی که زندگیِ زودگذرِ دنیا را با سرای جاویدان آخرت مبادله می کنند، در راه خدا بجنگند. و هر که در راه خدا بجنگد و کشته شود، یا بر دشمن پیروز گردد، به زودی پاداش بزرگی به او خواهیم داد. شما را چه شده که در راه خدا و [رهایی] مردان و زنان و کودکان مستضعف [ی که ستمکاران هر گونه راه چاره را بر آنان بسته اند] نمی جنگید؟ آن مستضعفانی که همواره می گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند، بیرون ببر و از سوی خود، سرپرستی برای ما بگمار و از جانب خود برای ما یاوری قرار ده.» (نساء: ۷۱ – ۷۵)
وی با اشاره به عبارت «وَ إِنَّ مِنْکُمْ؛ و همانا از شما کسانی هستند»، اظهار کرد: ظاهر کلمه «منکم» به صراحت دلالت دارد که افرادی که در برابر جهاد سستی میکردند و در تصمیمگیری درنگ مینمودند، جزو همان مؤمنانی هستند که در ابتدای آیه با خطاب «یا أیها الذین آمنوا» مورد مخاطبه قرار گرفتهاند.
کارشناس دینی با اشاره به اتصال آیات و قرینههای متنی قرآن افزود: این ساختار نشان میدهد که خداوند در صدد تحریک و بیداری مؤمنانی است که در میان آنها، افرادی سست اراده وجود داشتند. عباراتی نظیر «طایفهای که از مردم میترسند» یا «اگر نعمتی به آنها برسد»، همگی در زنجیره همین خطاب قرار دارند و گواه این است که این افراد، با وجود لغزش در اراده، همچنان در دایره ایمان حضور داشتند و دلیلی متنی وجود ندارد که بتوان آنها را در زمره منافقانی دانست که تنها به زبان ایمان آوردهاند.
کارشناس دینی تصریح کرد: با نگاه به کلماتی که خداوند از زبان این افراد نقل کرده است، متوجه میشویم که آنها به نوعی ایمان داشتند.
وی با اشاره به عباراتی نظیر «رَبَّنا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنا الْقِتالَ» در آیه هفتاد و هفتم سوره مبارکه نساء ابراز کرد: استفاده از تعابیری چون «ربّ» و «الله» در مناجات این افراد، نشاندهنده پیوندی قلبی با پروردگار است که آنها را از دایره کفر یا نفاق مطلق دور میکرد.
حجتالاسلام رحمتی با بیان اینکه ایمان یک طیف گسترده است و همگان در یک سطح نیستند، تأکید کرد: این افراد مؤمنانی بودند که در برابر تکالیف سخت مانند جهاد دچار تزلزل میشدند؛ اما این تزلزل به معنای فقدان ایمان نبود، بلکه نشاندهنده ضعف در اراده و غلبه ترس بر ایمان در لحظات سخت بود.
نقد «حسنظن» مفسران؛ واقعگرایی در برابر ایدهآلگرایی
کارشناس دینی با نقد دیدگاههایی که سعی در تطهیر مطلق جامعه صدر اسلام دارند، اظهار کرد: برخی مفسران از روی «حُسن ظن»، تلاش میکنند تمام کسانی که سستی کردهاند را منافق بدانند تا چهره جامعه مؤمنان نخستین را کاملاً بینقص جلوه دهند. اما واقعیت قرآنی نشان میدهد که ایمان یک فرآیند تکاملی است.
وی گفت: پذیرش این حقیقت که در میان مؤمنان نیز افرادی با اراده سست وجود داشتهاند، نه تنها از جایگاه جامعه صدر اسلام نمیکاهد، بلکه نشاندهنده واقعگرایی قرآن در تبیین روان انسان است. شناخت این تفاوتها به ما میآموزد که تزلزل در اراده، لزوماً به معنای خروج از ایمان نیست، بلکه فرصتی برای تربیت و تعالی است تا مؤمن سستاراده به مقام استواری برسد.
حجتالاسلام رحمتی با اشاره به مفهوم «تجارت دنیا در برابر آخرت» خاطرنشان کرد: تفاوت میان «ایمان راسخ» و «ایمان سست»، در نوع نگاه انسان به پاداشهای مادی و معنوی تجلی مییابد. خداوند متعال در آیات شریفه، صفات و فضایلی چون سختکوشی در برابر کفار و مهربانی متقابل میان مؤمنان را به صورت «مطلق» ذکر میکند تا نشان دهد این ویژگیها، هویت بنیادین جامعه ایمانی است. در حالی که صفات این جامعه به صورت مطلق بیان شده، اما وعده مغفرت و اجر عظیم الهی، به طور «مشروط» ارائه شده است.
وی با استناد به آیه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» گفت: شرطگذاری الهی به این معنا است که ایمان به تنهایی کافی نیست، بلکه «عمل صالح» بازوی لازم برای دریافت پاداشهای ابدی است. تلازم میان ایمان و عمل، همان چیزی است که تفاوت میان مؤمن راستین و کسانی را که تنها در ادعا مؤمن هستند، مشخص میکند.
کارشناس دینی با تحلیل واکنشهای افرادی که دچار ضعف ایمان هستند، تصریح کرد: در قرآن کریم، تصویری تکاندهنده از کسانی ارائه شده که در مواجهه با حوادث جهاد، دچار تضاد رفتاری میشوند. این افراد هنگامی که مصیبتی چون زخمی شدن یا کشته شدن یک مسلمان در راه خدا رخ میدهد، به جای اندوه، احساس شادی میکنند و میگویند «خدا به من رحم کرد که با آنان نبودم»؛ اما همین افراد، زمانی که پیروزی و غنیمت حاصل میشود، با حسرت میگویند «کاش با آنان بودم.»
حجتالاسلام رحمتی با بیان اینکه این رفتار، نشانه بارز ضعف ایمان است، یادآور شد: این افراد به ظاهر مسلمان، در لحظات سخت، پیوند ایمان را فراموش کرده و مانند یک «بیگانه» با جامعه مؤمنان برخورد میکنند، این تناقض نشان میدهد که آنها نه به دنبال رضای خدا هستند و نه به دنبال سعادت ابدی، بلکه تنها به دنبال دستاوردهای مادی و دنیویاند و هرگونه سختی در راه حق را «نقمت و عذاب» میپندارند.
«تجارت الهی»؛ معاوضه دنیا با سعادت آخرت
کارشناس دینی به تحلیل واژه «یشرون» در آیه «فَلْیُقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یَشْرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا بِالْآخِرَةِ» (نساء: ۷۴) پرداخت و اظهار کرد: در زبان عربی، تفاوت ظریفی میان خریدن و فروختن وجود دارد و در اینجا مراد این است که مؤمنان، زندگی دنیوی خود را «میفروشند» تا در مقابل آن، آخرت را «بخرند».
وی با اشاره به آیه «إِنَّ اللَّهَ اشْتَری مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ» تصریح کرد: این یک معامله دوسویه است که در آن انسان، جان و مال خود را به خدا میسپارد و در عوض، بهشت و رضایت مطلق الهی را دریافت میکند.
وی خاطرنشان کرد: «تجارت ابدی» تنها زمانی محقق میشود که انسان از دلبستگیهای مادی رها شود و هدفش را از «غنیمتهای زودگذر» به «اجر عظیم الهی» تغییر دهد. کسانی که در برابر جهاد تردید میکنند یا به دنبال بهرهمندی مادی هستند، در حقیقت، هنوز معنای واقعی این تجارت را درک نکردهاند و در سطح نیازهای مادی متوقف ماندهاند.
حجتالاسلام رحمتی با بررسی نتایج جهاد در راه خدا، ادامه داد: هر رزمندهای که با اخلاص در مسیر حق گام بردارد، در نهایت به یکی از دو سرنوشت پسندیده میرسد؛ یا به مقام شهادت نائل میشود و یا به پیروزی بر دشمن دست مییابد.
وی با بیان اینکه هر دو مسیر به «اجری عظیم» ختم میشود، تصریح کرد: در هیچیک از این دو حالت، رزمنده بازنده نیست.
کارشناس دینی با اشاره به اینکه «در آیات قرآن، حالت سومی مانند «فرار از میدان» برای رزمندگان راستین ذکر نشده است»، اظهار کرد: این سکوت قرآنی تأکیدی است بر اینکه رزمنده واقعی در راه خدا، هرگز فرار نمیکند و پایداری او در میدان، نشانه اعتماد مطلق به وعدههای الهی است. هدف نهایی از این تحریکات قرآنی، بیدار کردن غیرت ایمانی و هدایت انسانها به سوی زندگی سعادتمندانه است که در آن، رضوان خدا بر تمام لذتهای دنیوی مقدم شمرده شود.
انتهای پیام. /











نظر شما